خرید بک لینک

پدرش که مرد فقط من میفهمم چقدر تنها شده ...

البته شاید بعد از من عاشق شده باشد ...من تاوان حماقتم را میدهم و او تاوان عوضی بودن من را...دنیا جای مزخرفیه دلم میخواد برم در خونشون داد بزنم بیا بیرون بزن زیر گوشم تحقیرم کن ولی لبخند بزن

دلم براش تنگ شده و هیچ کس دلیلش و نمیدونه جز خودش

دقیقا کجایی

کجایی دقیقا

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 14:48

تو این مدت که نبودم دوبار خواب سوری و دیدم .هر چند یادم نمی اد چی بود اما اینکه چرا هنوز من درگیر این ادمم برام رنج اوره.اکصپثر وقتا توی شهر پشت فرمون پراید میبینمش انگار تموم راننده های زن سوری هستن .دیروز هم نزدیک بود با یکیشون تصادف کنم بس که اون ادم به سوری شبیه بود .خسته شدم .با اونکه دوسش دارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 18:37

به طرز وحشتناکی ازش بی خبرم

کاش لااقل خبر مرگش می اومد

از بی خبری بهتره باور کن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 17:36 توسط صدرا+ه |

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 18:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 18:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 18:37

صفحه بندی